How Tires Work ?
همان طور که قول داده بودم کار ترجمه این مقاله بالاخره به پایان رسید
امیدوارم که با ترجمه این مقاله توانسته باشم مطلبی را به شما هم آموخته باشم.
به علت طولانی بودن مطالب، این مقاله را در سه یا چهار قسمت آماده کرده ام.امیدوارم که از خواندن آن لذت ببرید
در پایان هر قسمت خواهش میکنم که نظر تان را هم بگویید.
متشکرم.
قسمت اول
مقدمه
اگر شما به فکر خریدن تایر جدیدی برای اتومبیل خود هستید، باید گفت که تمام متغیرهایی که در تایر وجود دارند ، مشخص هستند،و تمام سخنان نا مربوطی که شما گاهی از فروشنده یا کارشناس می شنوید ممکن است ذهن شما را مغشوش و خرید شما را دچار مشکل کند.
یا اینکه شما خواسته باشید
تمام اعداد و ارقامی را که در
کناره لاستیک نوشته شده اند را بدانید.
در این مقاله ما به شما می گوییم
که تایر یا لاستیک چگونه ساخته می شود
و همچنین می بینید که در لاستیک چه
موادی وجود دارند، ما به شما می گوییم
که تمام ارقام و نوشته های روی کنا ره تایر به چه معنایی هستند،یا به عبارتی دیگر ما زبان تایر را برای شما رمز گشایی می کنیم.با خواندن این مقاله شما در پایان خواهید دانست که یک تایر چگونه ماشین شما را راه میبرد، و چگونه گرما می تواند به تقویت شدن تایر شما کمک کند(البته در فشار کم).همچنین شما میتوانید با خواندن این مقاله فشار تایر خود را به درستی تنظیم کنید و بعضی از مشکلات تایر را مشخص کنید.
How Tires are made ?
همان طور که در شکل زیر می بینید یک تایر از اجزاء مختلفی تشکیل شده است

The Bead Bundle(کلاف لبه تایر)
کلاف لبه ای از یک حلقه کابل فولادی قدرت مند که پوشش پلاستیکی روی آن را پوشیده،و کشش لازم برای قرار گرفتن تایر در رینگ را فراهم میکند.
The Body(بدنه)
بدنه تایر از چندین لایه که از پارچه های مختلفی هستند ساخته شده است،که به این لایه ها لایه ی پُلای(ply) گفته می شود. تعداد زیادی از این لایه های پارچه ای از نخ پلی استر تشکیل شده است،که این نخ در تایرهای رادیال به طور عمودی به سطح تایر(Tread) متصل شده اند،که در تایر های قدیمی به شکل اوریب به Tread وصل شده اند، که به آنها تایر های شیب دار می گویند،این لایه را به دو دلیل در تایر وجود دارد ،دلیل اول اینکه سایر اجزا تایر را به هم متصل ، و دلیل دوم آنکه از خروج هوا از تایر جلوگیری کند.
میزان استحکام یک تایر با تعداد لایه های به کار رفته در آن بیان می شود.بیشتر تایر های معمولی دو لایه دارند.برای مثال تایر هواپیماهای جت از 20 لایه تشکیل شده اند.
The Belts(کمر بند فولادی)
در تایرهای رادیال کمر بند فولادی برای تقویت ناحیه زیر تایر(Tread) به کار میرود،کاربرد اصلی این کمر بند مقاومت در برابر پنچر شدن و همچنین تماس هر چه بهتر تایر با سطح جاده است.
Cap Plies(لایه های سر پوش)
بعضی از تایر ها دارای لایه های سرپوش است.همان طور که گفته شد این لایه ها از دو یا چند لایه پلی استر ساخته شده است و باعث قرار گرفتن همه اجزا تایر در جای خود می شود.همان طور که گفته شد این لایه در همه تایر ها وجود ندارد،این لایه در تایرهایی مورد استفاده قرار میگیرد که با سرعت زیاد حرکت می کنند و به پویا بودن تایرکمک میکند.
The Sidewall(بدنه تایر)
بدنه تایر ثبات و پایداری لازم را برای تایر فراهم می کند،از لایه های زیرین محافظت و از خروج هوا جلوگیری میکند. برای افزایش مقاومت این قسمت از تایر از مواد اضافی دیگری نیز استفاده میکنند.
The Tread(سطح تایر)
سطح تایر از مخلوط چندین ماده طبیعی و مصنوعی ساخته شده است.
مبادی تاریخ مردم جهان
منظور از مبادی تاریخ،زمان وقوع حادثه ای است که ملتی آن را برای خود مبدا قرار داده و زمان را با آن می سنجند.
مهمترین مبادی تاریخ مردم جهان عبارتند از:
1- سال خورشیدی
برابر است با 365 روز و 6 ساعت که زمان گردش کره زمین به دور خورشید است،سال شمسی مخصوص کلدانیان(از تمدنهای قدیمی) بوده که بعد از ازبین رفتن کلدانیان ،ایرانیان آنرا معمول کردند.
2- سال قمری
که آنرا هلالی هم می گویند یعنی مدتی که قمر از هلال یک دور خود را در مدت 29 روز و 12 ساعت و 43 دقیقه می پیماید.یک سال قمری 354 روز است.
3- سال مسیحی یا میلادی
مبدا آن تاریخ تولد حضرت مسیح است.ولادت مسیح سه شنبه 25 کانون اول برابر با سال 311 تاریخ اسکندری واقع شده است.
شمسی به قمری
برای تبدیل سال شمسی به قمری آن را در 11 (اختلاف بین روزهای شمسی و قمری )ضرب کرده حاصل ضرب را به 354 (تعداد روزهای سال قمری )تقسیم می کنیم،عدد حاصل رل با سال شمسی جمع می کنیم،سال قمری بدست می آید.
مثال:1365 شمسی برابر است با:
15015=11*1365
42=354/15015
1407=42+1365
قمری به شمسی
و برای تبدیل سال قمری به شمسی آن را در عدد 11 ضرب کرده حاصل را به 365 (تعداد روزهای سال شمسی) تقسیم کنید،عدد حاصل را از سال قمری کم کنید،سال شمسی به دست می آید.
مثال:سال 1407 قمری برابر است با:
15477=11*1407
42=365/15477
1365=42-1407
شمسی به میلادی
عدد 621 را به سال شمسی بیفزایید سال میلادی به دست خواهد آمد و از کم کردن همین عدد از سال میلادی سای شمسی به دست خواهد آمد.
سال یزدگردی
این سال بعد از اسلام مرسوم شد،و مخصوص پارسیان بود و مبدا آن جلوس یزدگرد در روز سه شنبه 22 شهر ربیع الاول 11 قمری برابر با ماه (حزیران رومی)یعنی سال 993 رومی یا اسکندری برابر با 16 ژوئن 632 میلادی است که 365 روز حساب می شد.
سال رومی یا اسکندری
مبدا آن روز دو شنبه 321 قبل از میلاد که مصادف با ابتدای سلطنت سلوکوس نیکاتو-جانشین اسکندر است بهضی می گویند چون علمای اسکندریه واضع آن بودند،لذا به این نام مشهور شد.
سال جلالی
بنا به قول مشهور این را تاریخ ملک شاهی یا سلجوقی یا فارسی می گویند،و مبدا آن روز جمعه دهم ماه رمضان (471) ه قمری، مطابق با 15 آذر ماه 1295 رومی و سال 1078 میلادی می باشد.
این تاریخ در زمان ملک شاه سلجوقی مرسوم شد و جمعل از علما مانند:حکیم عمر خیام ،میمون بن نجیب واسطی-عبد الرحمن خازنی،دعوت شدند و با کوشش عمر خیام تدوین و به تقویم جلالی مرسوم گشت.
نام سالها
ترکان ابیغوری برای هر سال نام حیوانی را نهاده بودند که ایرانی ها نیز به تدریج از آنها استفاده کردند،این اسامی(البته فارسی آن )عبارتند از:
موش-گاو- پلنگ-خرگوش-نهنگ-مار-اسب-گوسفند-میمون-مرغ-سگ-خوک
می توانید برای راحتی شعر زیر را حفظ کنید:
موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار
زین چارچو بگذری نهنگ آید و مار
آنگاه به اسب و گوسفند است حساب
همدونه(میمون)و مرغ و سگ و خوک آخر کار
*برای تشخیص آنکه هر سال با کدامیک از این سالها مطابقت دارد از سال خورشیدی عدد 6 را کم کنید،حاصل را بر 12 تقسیم کنید،عدد باقی مانده این تقسیم را که حتماً کمتر از 12 است را در نظر بگیرید،از شماره یک یعنی موش شروع به شمردن کنیدنام هر حیوانی که با عدد باقیمانده مطابقت کرد،سال همان حیوان است.
مثال:
سال 1371 شمسی مطابق با نام کدام حیوان است؟
1365=6-1371
113=12/1365
عدد باقی مانده 9 است که در شمارش حیوانات بالایی نهمین حیوان میمون است.
خداوکیلی جالب بود یا نه...
گروهی بر آنند که در ایران باستان به هنگام نوروز و فرود آمدن فروهرها از آسمان ، ایرانیان هفت سفره (هفت خوان) میچیدند و این واژه نخست هفت چین بوده و پس از حمله تازیان ، چون تازیان حرف (چ) را نمیتوانستند بگویند آن را هفت سین گفتند . بعضی از پیروان هفت چین میگویند چون هفت گونه چیزی که از درخت چیده شده بود مانند شاخه های همیشه بهار و گل و یا هفت گونه میوه مانند : سیب ، گلابی ، انار ، به ، هلو و ازگیل در سر خوان نوروزی مینهادند آنرا هفت چین میگفتند.
باور هفت شین
باور دوم اینکه گروهی میگویند هفت سین در آغاز هفت شین بوده است و چامه ای هم در این باره دارند که میگویند :
|
جشن نوروز از زمـــــــــــان کیان |
هفت شین را که در این چامه آوردند از دیدگاه یک پژوهنده خنده دار است . زیرا شمع و شراب و شهد سه واژه تازی هستند که پارسی آنها سپندار و باده و انگبین است و هیچیک از اینها در زبان پارسی با شین آغاز نمیشوند.پس این چامه و چیزهایی را که در آن به عنوان هفت شین ازشان نام برده شده است نمیتوانند پایه باور گفته شده باشد.امایکباره هم نباید این باور را نادیده گرفت و بدور انداخت . زیرا با نگرش به اینکه در دوران کهن گویشهای پهلوی ساسانی(پارسیگ ، که در جنوب باختری ایران روا بوده است) و پهلوی اشکانی(پهلوانیک، چه در شمال خاوری ایران بدان سخن میگفتند) اندک دگرگونی هایی دیده میشد.شاید این پندار زیاد هم بی پایه نباشد چون اشکانیان برخی از سین ها را شین و ساسانیان برخی از شین ها را سین میگفتند .به هر روی هفت تا شین آنهایی که در چامه آمده است نیست.
باور هفت سین
سر انجام به باور گروهی از ایرانیان میرسیم که بر آنند هفت سین خوان نوروزی اشاره ایست به هفت فرشته کیش زرتشتی که در نزد ایرانیان بسیار ارجمند و والا بوده اند که نامهای ایشان ، بهمن ، اردیبهشت ، شهریور ، سپندارمذ یا اسفند ، خورداد ، امره تات (امرداد، که به اشتباه آن را مرداد میگویند) و اهورامزداست و هریک از سین های خوان هفت سین را نمادی ازیکی از این فرشته ها میدانند و میگویند : هریک از آن هفت خوانی را که ایرانیان به هنگام نوروز میچیدند برای یکی از این هفت سپنتا بوده و چون گفتن هفت سپنتا دشوار بود ، تنها به گفتن هفت سین بسنده کرده و رفته رفته هفت سین را در یک خوان گرد آوردند